خداحافظی
سلام دوستای گلم
باید برم . می دونم که الان دقیقا همون حسی رو دارید که وقتی یکی می رفت من داشتم . بخدا شرمنده ی روی همتون هستم ولی برای همیشه که نمی رم بازم می یام با آرامش و شادمانی هر چه بیشتر . همتون رو دوست دارم و به همتونم سر می زنم . تند تند آپ کنید که منم خوشحال بشم . باور کنید برای خودمم سخته ولی مجبورم . در پناه خدا.
خداوندا...
به من آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم .....
شهامتی ده تا تغییر دهم آنچه را که می توانم .....
و دانشی که تفاوت این دو را بدانم ....
به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند .....
عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند ......
بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند .....
به من بیاموز لبخند بزنم به کسانی که هرگز تبسمی به صورتم ننواختند .....
محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند ......
باشد که همیشه بر اراده ی تو گردن نهم .....
پی نوشت : من نیلوفر ... متولد ۲۲ فروردین ۱۳۶۷ به شماره شناسنامه ی ..۴۰۵ صادره از تهران دانشجوی ترم دوم پزشکی و دارنده ی مدال والیبال هستم . علاقه مندی هام ۱ ـ فال (فال قهوه ـ فال ورق ـ طالع بینی ـ هاله بینی و.......) ۲ ـ کتاب (رمان ــ فلسفی ـ ادبی) ۳ ـ فیلم (هالیوودی ـ ایتالیایی ـ ایرانی و....) ۴ ـ خرید (همه جور خریدی به خصوص کیف و کفش) . غذای مورد علاقم (پیتزا و خورشت کدو) . کارگردان مورد علاقم (ایرانی = داریوش مهرجویی) و (خارجی = آلخاندرو گونزالس) . بهترین فیلمی که دیدم از نظر خودم (پرنده ی خار زار) و (لیلا) بهترین کتابی که خوندم از نظر خودم ( روی ماه خداوند را ببوس نوشته ی مصطفی مستور ) . ۲ تا خواهر بزرگتر دارم که اولی (نمایش و زبان) خونده و دومی (کامپیوتر) برادرم هم کلاس چهارم دبستانه . شماره موبایلم ....۲۲۱ ـ ۰۹۱۲ . سایز کفش پام ۳۹ . دیگه چیزی به ذهنم نمی رسه ولی اگه سوالی در مورد زندگی خصوصیم داشتین با کمال پررویی بیاید بپرسید مطمئن باشید جوابتون رو می دم .
شنیدین بدهکار رو اگه رو بدی طلبکار میشه ! حتما شنیدین چون دقیقا وصف حال خودتونه البته نه همتون ! ببینم جناب (گ ا م ز ) بلند شدی اومدی واسه من آدرست رو می زاری که بیام و ببینم که چی ؟؟ چی رو می خوای ثابت کنی ؟! می خوای بچه گیت رو به رخ من بکشی ! منم ۱۲ ـ ۱۳ سال پیش بچه بودم منم این دوران رو سپری کردم ولی خوشبختانه تونستم که بزرگ شم تونستم عاقل شم ! می خوای بهم ثابت کنی که داری واسه من نقش یه واسطه رو بازی می کنی اصلا تو این وسط چی کاره ای ؟ تو دیگه کی هستی که اینطوری به خودت اجازه می دی تو مسئله ای که بهت مربوط نمیشه اظهار نظر کنی ؟! تازگی ها مثل اینکه زیادی اخبار نگاه کردی و خیلی جو گیرش شدی که واسه من فراخوان محکومیتم رو صادر می کنی که ای خلایق بیاید و همگی باهم نیلوفر .... رو محکوم کنیم ! احیانا این فراخوانی که دادی تو روز قدس واسه محکومیت ا س ر ا ئ ی ل از طرف سازمانی داده نشده بود که تو اون رو کپی کردی و به جای ا س ر ا ئ ی ل اسم من رو آوردی ! آره بابا ان رژی ه س ت ه ا ی حق مسلم شماست و اس رائ ی ل غاصب و ستمگر و جهانخوار و خونریز و مستکبر و ..... باید از صحنه ی روزگار محو شه ولی من یکی پشتم گرمتر از این حرفاست . جمع کنید این مسخره بازی هاتون رو ! هی هیچی بهتون نمی گم بلکه سر عقل بیاین و این بچه بازی هاتون رو کنار بزارید برعکس میشه کنار که نمی زارید هیچ هر روز یه ادای تازه از خودتون در می یارید ! چتونه؟؟! بعد از ۱۰ روز اومدی واسه من حرفای سابق رو تکرار می کنی که چی ؟؟ چرا معنی حرفام رو نمی فهمی ؟؟ مطمئن باش که خیلی ها واسشون روشن شده که جریان از چه قراره حالا اگه چند نفری از سر بیکاری چسبیدن به این حرفای احمقانه و ول کنش نیستن دیگه به من ربطی پیدا نمی کنه ! واقعا از دستم بر نمی یاد براتون سرگرمی جور کنم که ول کن این بچه بازی هاتون بشید ! روزی ۱۰ تا میل دارم جواب می دم روزی ۱۰ بار باید واسه هر..... توضیح بدم که بابا چه توهینی ؟ چه مسخره کردنی ؟ .... مطمئن باش هر کی قدرت درکش رو داشته باشه درک کرده دیگه من مسئول فهموندن به یه سری آدم .... که نیستم . فکر کردی من این حرفا رو از دهن کیا شنیدم ! بیام بگم دونه به دونه ی این حرفا رو از دهن چه کسایی شنیدم که دستتون بیاد دنیا از چه قراره ! از اینور من خانومی می کنم نمی خوام بین ۱۰ نفر دیگه دعوا بیافته از اونور شماها خودتون رو زدید به اون راه که نمی دونید همه ی این حرفا از دهن کی در اومده تا به گوش منه به قول خودتون امامزاده رسیده که منم برای چهار نفر غریبه نوشتم اونم بدون اسم و فامیلی ! خودتون رو میزنید به اون راه که چی ؟ تمام بچه های دندون و تمام سال بالایی ها می دونن چی به چیه ! چهار تا بچه دور هم جمع شدید هی مزاحم آرامش و زندگی من می شید که چی ؟؟ خجالت نمی کشید ! والا شرم و حیا هم خوب چیزیه ! مثلا دانشجو هستید و متاسفانه باهم همکلاسی هستیم وگرنه یه اسم دیگه ای روتون می زاشتم . جناب .... مگه من بعد از میل اول شما که اونقدر پرسوز و گداز و صادقانه بود قول ندادم که برم و چند تا پستی که نارحتتون کرده رو حذف کنم . مگه نکردم ؟؟ به خاطر شما رفتم تو آرشیوم دست بردم آرشیوم رو ناقص کردم . دیگه چه مشکلی دارید ؟؟ هر روز یه حرفی ازتون می شنوم ! هر روز یه سازی می زنید . جناب .... (قسمم دادی هیچ وقت اسمت رو نیارم) مگه نگفتین تو همیشه از بالا به همه نگاه می کنی یه بار هم کوتاه بیا و یه قدم برای دوستی بردار . دیدید که یه قدم که نه چند قدم برداشتم آرشیوم رو ناقص کردم ۱۰۰ تا خط برای رفع سو تفاهمشون نوشتم وبلاگم رو به طور موقتی بستم تا بهتون ثابت کنم مشکل از من نیست . می بینید که بعد از یه هفته توضیح دادن و میل جواب دادن تازه یه همکلاسی ناشناس در حالیکه تو یه دستش نمک و تو یه دستش ملاقه می یاد آش رو هم میزنه و شورترش میکنه . ببین همکلاسی ناشناس الان مشکلت با من سر چیه ؟ سر اینه که چرا اسم و فامیلت رو اینجا نیاوردم که به یه نوعی تبلیغت رو کنم ! خب من اسم و فامیل هیچ کس رو نیاوردم این که نارحتی نداره ! ببین من سر جمع با همون ۵ ـ۶ نفری که خودت می دونی مشکل دارم (یعنی در واقع من مشکل ندارم اونا با من مشکل دارن) که اونم هر کاری که می تونستم کردم تا بهشون ثابت کنم که منظوری نداشتم ! حالا یا حرفام رو قبول می کنن یا نمی کنن ! فقط موندم به غیر از این ۵ ـ ۶ نفر چرا ۱۰ نفر دیگه هم با سر دارن شیرجه می زنن تو آب گل آلود ؟! نکنه قراره از این آب گل آلود ماهی قرمزی نصیب شماها بشه ؟؟!! اگه هم می خوای بگی من سنگ همکلاسی هام رو دارم به سینه می زنم که باید بگم من همتون رو خوب می شناسم پشت سر هم دیگه تا می تونید زیر آب هم رو می زنید به خاطر یه مسئله ی بی ارزش و بی اهمیت تو روی همکلاسیتون می پرید حاضرین همه رو نیست و نابود کنین بلکه یه اسم و رسم کاذبی برا خودتون درست کنید و خودتون رو همه کاره جلوه بدید و..... پس نیا بگو به خاطر همکلاسی هام بوده و اینکه این مسئله ختم به خیر بشه این کار رو کردم . اصلا کی به تو سمت ریش سفید کلاس رو داده که به همچین شکل بچه گانه ای می خوای این مسئله رو حل کنی ! شماها هیچ کار و زندگی دیگه ای جز من و فکر کردن به من و طومار نوشتن برای من ندارید ؟؟؟ خودتونم خوب می دونید (البته اگه خودتون رو به اون راه نزنید و با خودتون رو راست باشید) که برای هر کسی تره خورد نمی کنم پس این زیاده گویی هاتون چه معنی داره ؟؟ فکر می کنید من برای شما بچه هایی که اینقدر از هم می ترسید که پشت نت یه جورین و جلوی همدیگه یه جور دیگه که روزی صد هزار بار رنگ عوض می کنین ارزش قائل می شم ؟!! برای آخرین بار می گم نوشته هام حاوی هیچ منظور خاصی به شخصه خاصی نبوده حالا اگه می تونید بفهمید و اگه نمی تونید نفهمید ! میل خودتونه ! بعضی هاتونم برای من مردید یعنی خودم تو ذهنم برای همیشه دفنتون کردم و به جون عزیزم قسم تا دنیا دنیاست به روتون نگاه نمی کنم البته قبلا هم نگاه نمی کردم از این به بعد هم شاید چشمم بهتون بخوره ولی تا جایی که می تونم سعی می کنم نخوره. دیگه تو دنیای واقعیت برام مرده تلقی میشید وای به حال این دنیای مجازی ! پس مطمئن باشید از این به بعد هر مزخرفی که در موردم بگید نخواهم خوند چون برام ارزشی نداره که بخوام وقت سرش بزارم . از دوستای عزیزم که لطف می کنن و می یان می گن برو ببین فلانی چی نوشته و ... هم خواهش می کنم دیگه نیان به من همچین خبرایی بدن چون اون فلانی ها دیگه برام هیچ وجود خارجی ندارن در ضمن شماها با چه اجازه ای تو میل هاتون یا کامنت های خصوصیتون من رو (نیلوفر) یا (نیلوخانوم) صدا می کنید این لفظ فقط برای کسانی استفاده میشه که من رو نمی شناسن نه شماها. یادم نمی یاد تو اون دانشگاه خراب شده پسر خاله ای داشته باشم از این به بعد با خوندن اولین کلمه ی بچه گانه از اول هر کامنت یا میل سریع دیلیت می کنم و فقط جواب میل هایی رو می دم که نویسندش یه انسانه که اسم و فامیلش مشخصه . جناب (مبارز) دوست دارم جواب شما رو هم بدم ولی می زارم برای وقتی که خودتون رو کامل معرفی کردید هر چند که خودم یه حدسایی می زنم و در آخر اینکه برای همیشه خودتون و اسمتون و حرفاتون و و وجودتون از زندگیم حذف شده و همونطور که گفتم شماها (البته نه همتون) برای من دیگه تموم شده این . فقط براتون یه شعر می نویسم که سعی کنید اگه می تونید برای همیشه تو ذهنتون داشته باشید :
با خدا باش و پادشاهی کن
بی خدا باش و هر چه خواهی کن
والسلام . به خدا سپردمتون .

رفتیم ببنیم چند شدیم . جلوی بردم که شلوغ به زور اسمم روپیدا کردم و چشمم رو به امتداد اسمم کشیدم و - 9- . اولش که اصلا باورم نمی شد
صد بار نگاش کردم حتی رفتم جلوتر و انگشتم رو گذاشتم روی اسمم و کشیدم جلو تا مطمئن باشم این نمره ی منه و مال اسم بالایی یا پایینیم نیست . دیدین یه موقع هایی آدم مغزش هنگ می کنه انگار اصلا نمی دونه چی کار باید بکنه به خصوص وقتیکه منتظر نباشی و اصلا احتمال اون حادثه رو برای خودت ندی منم همونجوری شده بودم یه کم نشستم تا حالم جا بیاد و بعد رفتم پیش استاد
. حسابیم از خودم مطمئن که حتما اشتباه شده چون ازسر جلسه که بلند شدم راضی بودم حتی بعدش که جوابا رو با دوستام چک کردم اونقدر غلط نداشتم که بخوام بیافتم . تو اتاق اساتید نشسته بودم و پام رو کرده بودم تو یه کفش که اشتباه شده و حداقل برگم رو در بیارید مطمئن بشم و خودم برگم رو ببینم و ... استادمونم می گفت : نخیر اشتباهی در کار نبودی حتما فکرکردی که تستا رو درست زدی وگرنه من و استاد ... هیچ وقت تو تصحیح برگه اشتباه نمی کنیم بعدش یهو گریم
گرفت گفتم :اگه براتون ممکنه روم رو زمین نندازید و برگم رو بیارید ببینم خیلی برام مهمه اگه نبینم یه عمر این فکر تو ذهنم می مونه که می تونستم کاری بکنم و نکردم نزارید یه عمر شرمنده ی وجدان خودم باشم
. استادمون (خانومه) : عزیزم تو هنوز جوونی یه نمره مسئله ی مهمی نیست که بخوای خودت رو به خاطرش اینجوری نارحت کنی . من : خیلی برام مهمه آخه من امتحانم رو خوب دادم و .... استاد : حالا برو فردا صبح بیا . فردا صبح رفتم پیشش و برگم رو دیدم هم برگه ی سوالا هم جوابا . 50 تا تست بود سوالا رو نگاه می کردم گزینه ی صحیح تو ذهنم می اومد و بعد برگه ی پاسخنامه که یه گزینه دیگه ای رو زده بودم بیست بار برگه ها رو نگاه کردم و چک کردم تا بالاخره کاشف به عمل اومد که بله تست ها رو جابجا جواب دادم و..... دیگه از من گریه و از استاد دلداری
اینم از الان ! فکر کردم اگه به حرف داییم گوش می کردم و مدارکم رو براش می فرستادم الان تو بهترین دانشگاههای امریکا بودم ! فکر کردم اگه به حرف مامانم گوش داده بودم و دانشگاه آزاد تهران می رفتم الان چه وضعی داشتم . فکر کردم چجوری یه بار دیگه اون کتاب کلفت رو از اول بخونم . فکر کردم اگه انتقالیم درست بشه و از اینجا برم تو دانشگاههای تهران چه جوری بهم واحد می دن ! فکر کردم ....یه دفعه یه صدا منو از فکرام آورد بیرون . همکلاسی : ااااففففتااادددیییی
. دلم براتون می سوزه همین و همین . کسی که هیچ چیزه دیگه ای جز نمره ی 10 و 11 اش واسه پز دادن نداشته باشه فقط و فقط لایقه دلسوزیه ! چند وقت پیش داشتم مجله ی فیلم رو می خوندم که رسیدم به یه مطلب خیلی قشنگ به این مضمون : ( ما ملت خاله زنکی هستیم و سرمان را زیاد تو زندگی خصوصی بقیه می کنیم اما باید دانست که اینها عوارض و پیامدهای شهرت است و بهایی است که یه نفر برای مشهور شدنش باید بپردازد ) خدا رو شکر می کنم که به این شهرت رسیدم
که بعضی ها با تمام هیکلشون افتادن وسط زندگی من و حتی می شمارند که تو هر دقیقه چند بار نفس می کشم .
. هرچی هم که فکر می کردم بیشتر نارحت می شدم بدیشم این بود که وقت زیادی واسه نارحت بودن نداشتم و بقیه ی امتحانام هنوز مونده پس مثل همیشه که وقتی به یه مشکلی برمی خورم برای خلاصی از اون مشکل سعی می کنم اون مشکل رو برای خودم به شکل قابل تحملی در بیارم به این نتیجه رسیدم که باید با خودم تکرار کنم که با نمره ی _ صفر _ افتادم و این افتادن هم در نتیجه ی این بوده که اصلا کتابی به نام بافت شناسی نداشتم که بخوام بخونم و بنابراین حقم بوده که افتادم اینجوری پذیرش این مسئله خیلی برام راحتتره
. آره اصلا من صفر شدم شماهم لطفا همین صفر رو به عنوان نمرم بپذیرید به قول ساسا آدم اگه قراره بیافته لااقل با تک درست و حسابی بیافته که لذتش رو ببره
. هورااااااااااااااااااااااا تبریزیا خودتون رو آماده کنین که تابستون می یام سراغتون . مسافرت تابستونمم جور شد قرار بود بریم کیش که حالا علاوه بر اون تبریزم می ریم بعدشم قراره ایندفعه که برم تهران واسه خودم یه کتاب بافت شناسی نو بخرم . می گید چرا ؟ خب من ترم پیش این کتاب رو نداشتم دیگه به خاطر همینم صفر شدم و افتادم
. از نحوه ی دلداری دادن خواهر جونام
همین بس که روزی 500 هزار بار بهم زنگ می زنن و قربون صدقم می رن حالا هر چقدرم می گم بابا مدت زمان نارحتیم 24 ساعت بیشتر نبود و الان نیلو بی غمم تو کتشون نمی ره که نمی ره
( این تیکه رو جاهلی اومدم ) . حرف دیگه ای ندارم فقط یه بار دیگه می خوام بگم که افتادم . بله من یه افتاده هستم
اومد بالای سرم گفت : چیه دخترم چرا گریه می کنی ؟ من : واسه امتحانام خیلی سخته . پیرمرد : برو آپ کن دلت وا شه اینجوری دل دوستات رو هم شاد می کنی و دعای خیرشون تو رو از خطر افتادن و بی آبرویی نجات می ده . من : چشم پدر جان فردا آپ می کنم
؟
واقعا این همکلاسی هام که همیشه ی خدا برنامه زندگیشون همینه چه جونی دارن که کم نمی یارن . من که چند روزه شبانه روز درس می خونم رسما اعلام می کنم کم آوردم
؟ چرا دلتون برای ما نمی سوزه
؟ والا دنیا دو روزه اینقدر تو این دنیا برای ما سخت نگیرید تا خدا هم اون دنیا براتون سخت نگیره .
و غرولند به معنی اینکه دختر مگه کوری جلو چشمت رو نگاه نمی کنی
بر صندلیمان حاضر شدیم و امتحانمان را با موفقیت به اتمام رسانیدیم . جمیعا بگید ماشالاااااااااااااااااا
مسی رو دستگیر کرد و برد بازداشگاه موقت که چرا پالتوت کوتاهه خلاصه منم که فردین زمانه آخره معرفت و مرام رفتم حراست که شما را به امواتتان دوستم رو آزاد کنید بیچاره گناه داره چند روزه نخوابیده رحم کنید
. جناب حراستیه محترم یه نگاه به سر تا پام انداخت که یعنی تو یکی ساکت و دهان بنده محکم بسته شد
و اونقدر مظلوم شدم که دلش سوخت و مسی رو آزاد کرد .
و موقع خوندنش صد جور لعن و نفرین بر خودم نمی فرستم که مگه جونت رو از سر راه آورده بودی که این رشته رو انتخاب کردی !!!
. یه عالمه کتاب نخونده یه عالمه فیلم ندیده والیبال ( ناسلامتی یه روزی مدالش رو آورده بودم اما الان اونقدر تمرین نکردم که مثل بچه های مبتدی بازی می کنم
) کلاس خوشنویسی که همیشه آرزوش رو داشتم ولی وقتش رو نداشتم و .... این امتحانای لعنتی که تموم شه می رم سراغشون دلم واسشون تنگیده یا بهتر بگم دلم واسه خودم تنگیده . مواظب خودتون باشید و برام دعا کنید . بای