چیزی شبیه یک انسان ...
سلام
یادتونه تو این پست وعده داده بودم که در مورد فیلم ( سوپر استار ) حرفای زیادی دارم .. فکر می کنم الان وقتش رسیده باشه که حرفامو بزنم البته سوپر استار بهانه ای بیش نیست برای بازگو کردن مسائلی که مدت هاست فکرمو به خودش مشغول کرده .. نمی دونم شاید تا حالا متوجه شده باشید که من محاله وقتی قصده نشون دادن زشتی یا زیبایی عملی دارم یا وقتی میخوام دیگران رو تشویق یا نهی از انجام کاری کنم مستقیم و واضحانه برم بشینم بالای منبرو بگم که این کار خوبه و این کار بده و قدیس وار بنویسم که نمی دونم چرا بعضیا انقدر پست و پلیدن و شماها سعی کنید پلید نباشید .. من اگر بخوام حرفی هم بزنم اونو در قالب تجربیات و زندگی شلوغِ خودم می زنم که شاید به درد حتی یک نفر بخوره . به هر حال اینبار میخوام با اجازه ی شما بدون لفافه حرفمو بزنم هر چند که موارد بیشماری هم از این مبحث تو زندگی اطرافیانم به عینه دیدم ولی ترجیح میدم صراحتا برم سر اصل مطلب :
( سوپر استار فیلمی به کارگردانی تهمینه میلانی روایتگر ستاره ی سینمایی ست به نام کوروش زند که در اوج شهرت و محبوبیت دچار غرور و فساد اخلاقی میشه به طوریکه با غرق شدن در عرق و ورق و رابطه ی نادرست با زنان مختلف به نوعی خسته گی و دلزدگی میرسه اما در این حین با دختر نوجوانی آشنا میشه که ..... )
بقیه ش رو تعریف نمی کنم که خودتون برید ببینید ، واقعا ارزش وقت گذاشتن رو داره .
بارها و بارها تو زندگیم کوروش زند رو دیدم ( البته نه به این منظور که خودم طرف مستقیم یه همچین اشخاصی بودم ولی نسبتا دورا دور با زندگی این کاراکترها آشنام ) انقدر این شخصیت برای من قابل باور و ملموس بود که تو سالن سینما دچار بهت زدگی شده بودم .. کوروش زند رو دیدم ولی نه در قالب یک سوپر استار سینما بلکه در قالب یک استاد دانشگاه ، یک پزشک ، یک مهندس ، یک هنرمند ، یک مترجم ، و هزاران یک دیگر ... یک هایی که وقتی به موقعیتی میرسند غرور و نخوتی درشون بوجود می یاد که طی اون خود رو محق به انجام هر کار و هر حرفی می دونند ، نوعی قهرمانِ همه فن حریف از خود در ذهنشون می سازند که می تونه به اسم تجدد و راحتی هر رابطه ی سالم با اطرافیانش رو مبدل به یک بی بندو باری کثیف کنه و اطرافیانش هم صرف اینکه این انسان دارای مقام و موقعیتِ آنچنان سریع وارد بازیش میشند که منه نوعی این سوال برام بوجود می یاد که چطور نمی بینند این استار فانتزیشون تا گردن تو لجن فرو رفته ، چطور فکر نمی کنند این استار اگر انسان بود قبلی های تو رو به محضِ اینکه تاریخ مصرفشون گذشت به گوشه ای پرتاب نمی کرد ، چطور چشمهاشون رو به روی واقعیت می بندند و در خیال زندگی می کنند ؟!
من این استارهای خودمحور رو خوب میشناسم کاملا با واکنش ها و افکار و حرفاشون آشنام .. می دونم که به حکم موقعیت قادر به انجام هر کاری که نفسشون بگه هستن ، می دونم که می تونن یک جامعه رو به سمت زوال سوق بدن و بعد با خیال راحت سیگاری دود کنن و بگن مشکل از ما نبود مشکل از او بود که گول خورد آدمم انقدر ساده میشه ؟؟؟؟!!!! .. می دونم که انقدر پیش میرند و میرند تا عملا هیچ فرقی با حیوان پیدا نمی کنند ولی مردم و امان از این مردم سطحی نگر که یک استار پزشک ، یک استار روانشناس ، یک استار مدیر و ... رو با تمام حیوانیت باز هم انسان می پندارند و اون هم انسانهای شریف ، چرا ؟ چون تحصیلکرده و مقامدارو ثروتمند هستند چون حالا که به این درجات رسیدند ملزم به انجام هر کاری هستند ... ببینید برای من کوچکترین اهمیتی نداره که کسی سیگار بکشه و بنوشه و عیاشی کنه ... جسم خودشه آزاده که هر کاری میخواد باهاش انجام بده ولی محدوده ی این آزادی فقط تا جاییِ که به دیگران لطمه ای نزنه .
این استارهای کاغذی از اونجا که دچار نوعی اعتماد به نفس و غرور کاذب میشند براشون این امر مشتبه میشه که حقِ هرگونه بهره برداری عاطفی و به بازی گرفتن احساسات دیگران رو دارند و صد البته در اکثره موارد به دلیل همون نگرش سطحی که در اکثره مردم موجوده موفق هم میشند .. راحت به بازی می گیرند ، معلق نگه می دارند و به اسم روشنفکری هر چه می خواهند می کنند و انقدر از سادگی طرف مقابلشون تشنگی خود رو برطرف می کنند تا سیراب بشند و به محض احساس تشنگی مجدد با یک شخص دیگه که خنک تر و گواراتر باشه رفع عطش می کنند .. به حدی غرق نفسانیاتشون میشند که فراموش می کنند این زمین گردست و می چرخد و روزی نوبت به آنها هم می رسد ، که روزی در همین دنیا باید جوابگو باشند .. فراموش می کنند چون دیگر انسان نیستند که بفهمند و حس کنند و وجدانی داشته باشند .
خواهر من یک فمینیست است از نظر اون مردها در هیچ رابطه ای ضرر نخواهند کرد ولی من یک فمینیست نیستم و مطمئنم مردها هم گاهی به بازی گرفته و اسیر روابطی میشند که از ابتدا هدفی جز بهربرداری ( مالی یا موقعیتی یا .... ) نداره .
به وضوح دیدم سوپر استارهای دنیای واقعیت برخلاف سوپر استار فیلم تهمینه میلانی با هیچ تلنگری متحول نمیشند ولی چرا من و تو با وجود و روح و فکرمون باعث شیم که اون ها بتونن به مقاصدشون برسن ، چرا من و تو خودمون رو ملعبه ی دست این استارهای کاغذی کنیم ؟ این ها انقدر غرق در لجنزار شدند که دیگر هیچ نیستند و تنها چیزی هستند شبیه به یک انسان ...

آخه فردین خان از این تعارفا به من نکن می زنم ماشینتو دربو داغون می کنما ... ولی بی شوخی مرسی همکلاسی خیلی زحمت کشیدی ، حتما عروسیت جبران می کنم مادررررر .
تا یادم نرفته هم یه تشکر مخصوص بکنم از ( موسیو گلابی ) که فکر کنم این چند روزه دیگه اعصاب براش نمونده از دست سوالای فضایی من .. خدا برا مادام گلابی حفظت کنه پسر که دل منو تو این روزا شاد کردی بعدم اینکه من از همین سایتی که گلابی تو کامنتای پست قبل بهم داده به نتیجه رسیدم شما هم اگه خواستین برید تو این سایت و در صورتیکه به سوال و مشکلی برخوردید بیاین از خودم بپرسید که با کمال میل جوابتونو میدم .
انقدر بدم می یاد وقتمو سر یه کاری بزارم و نتیجه نگیرم انقدر بدم می یاد حالا خوبه رفتم از
. قبل از سال تحویلم ظهر که ناهارمونو خوردیم چهارتایی ولو شده بودیم پای تلویزیون هی از این کانال به اون کانال می کردیم مامانمم می رفتو می اومد به شهی می گفت : پاشو برو حمومتو بکن سال تحویل تو حموم نباشی . شهی : دووووس دارم سال تـــــــحویل تــــو حــــــموم باشـــــم . مامانم : پاشو برو مسخره بازی در نیار . شهی : دوووس دارم مــــــــسخره بـــازی در بیــــارم دیگه مامانم دید این پسر به هیچ صراطی مستقیم نیست حرصی شدو دعواش کرد شهی هم زود پرید تو حموم تا یه وقت مورد حملات شدیدتری قرار نگیره .