تبليغاتX
دانشگاه با طعم باران - کنکور

دانشگاه با طعم باران

کنکور

سلام.چه حال! چه خبر !

اولا اینکه من پروتر از این حرفا هستم که با وجود لو رفتن وبلاگم نوشتن رو کنار بزارم دوما مطمئن باشید اون نخاله هایی که وبلاگم رو پیدا کردن اگه یه وبلاگ دیگه با یه اسم مستعار (که به شدت از این کار متنفرم )بسازم شده دونه دونه بلاگ ها رو باز کنن از روی مشخصاتی که در مورد دانشگاه و همکلاسی ها و...می نویسم دوباره شناساییم می کنن سوما مطمئنم همه ی کسانیکه وبلاگ نویسی می کنن تمام درونیاتشون رو اینجا منتقل نمی کنن چون به هر حال یه سری مسائل خیلی خصوصیه و فقط و فقط به خود شخص مربوط می شه حالا یه سری بیشتر در مورد افکار شخصی و اطرافیانشون می نویسن یه سری کمتر و خب مسلمه با شرایطی که برای وبلاگم بوجود اومده تا حدودی مجبور می شم کمتر از همکلاسی هام بنویسم (ولی مطمئنم باز هم نمی تونم خودم رو کنترل کنم و جاده خاکی می رم خب به من چه کمتر تابلو بازی از خودتون در بیارین که ننویسم! )

مدت ها بود که به دوستان پشت کنکوریم قول داده بودم یه سری تجربیاتم رو در اختیارشون بزارم که خوشبختانه امروز که تهران هستم فرصت اش پیش اومد که با تمرکز بیشتری براشون توضیح بدم.

یادمه وقتی بهم می گفتن سالی که پشت کنکوری بهترین سال زندگیته می خندیم. آخه مگه می شه ؟سالی که همش اضطراب داری سالی که مثل آدم آهنی باید طبق برنامه پیش بری سالی که مدرسه نمی ری سالی که ...ولی الان می فهمم که واقعا یکی از قشنگترین سالهای زندگیم بود. سالی پر از امید سالی پر از انگیزه سالی که یه سری قوانین دست و پا گیر مدرسه عذابت نمی دن سالی که برای آینده ات هزار و یک جور نقشه می کشی و در واقع تنها سالیه که می تونی خودت و توانایی هات رو به خوبی بشناسی.در قدم اول اینکه  هیچ گونه برنامه ریزی ساعتی نداشتم یعنی اینکه مثلا ساعت ۸ صبح بیدار شم و تا ۱۰ شیمی بخونم بعد ۱۱ تا ۱۲ عربی بخونم و ساعت ۱ ناهار بخورم و...اصلا هیچ وقت زیر بار اینجور برنامه ریزی ها نرفتم و نخواهم رفت .هر درسی رو تا اندازه ای می خوندم که مطمئن شم چیزی ازش یاد گرفتم وگرنه اگه ۲ ساعت وقت بزاری که شیمی بخونی و همش فکرت این باشه که حتما طی این ۲ ساعت بخش اوله شیمی رو تموم کنی مطمئن باش بیشتر از اینکه به فکر یادگیری مطلب باشی به فکر تموم کردن مطلبی بعدش هم هیچکسی مثل خود آدم با روحیات و توانایی هاش آشنا نیست که بخواد براش برنامه ریزی کنه .هیچ وقت آدمی نبودم که خودم رو با درس خوندن خفه کنم و صادقانه می گم هر کسی یه استعدادی داره مثلا دوست خواهر من ۲۵ سالشه و هر سال برای پزشکی کنکور شرکت می کنه و قبول نمی شه خب زور که نیست عزیز من شاید کشش قبولی در این رشته رو نداری ولی تو یه رشته دیگه اونقدر استعداد داشته باشی که بتونی دکترات رو هم بگیری. در کنکور زیادی خوندن فقط ۲۰ درصد ماجراست بقیه اش استعداده و هوش و علاقه نسبت به رشته مورد نظر.

سال اول هم زمان با پیش دانشگاهی ام آموزشگاه آقای عرب شاهی ثبت نام کردم ولی بیشتر از اینکه به فکر درس خوندن باشم به فکر رستوران رفتن و تولد رفتن و ... بودم اصلا کنکور رو جدی نگرفتم و با تکیه به معدل خوبم و اینکه تو دبیرستان همه ی درس ها رو کاملا یاد گرفتم تلاشی در جهت تست زنی نمی کردم. سر جلسه کنکور هم با اینکه فقط ۳ تا سوال ریاضی بلد بودم ولی اعتماد به نفس ام رو حفظ کردم که زیست و شیمی ام (که دو درس اصلی برای رشته تجربی هست )اونقدر خوب هست که جبران ریاضی رو بکنه.درصدهای سال اول :ادبیات : ۶۰ (اصلا برای کنکور نخونده بودم فقط هم سوالات مربوط به آرایه و قرابت معنایی رو جواب دادم که از محفوظیات دوران دبیرستان بود )عربی : ۷۲ . معارف : ۷۴ .زبان :۵۸ (هیچ وقت زبانم خوب نبوده همین رو هم به زور تزریقات استاد مف تون زدم که البته سال بعد چون می دونستم استعدادی تو این درس ندارم بیخود وقت هم روش نذاشتم و تمام سرمایه گذاریم رو متوجه درس هایی کردم که می دونستم می تونم به حد عالی برسونمشون )ریاضی : ۱۰ . فیزیک :۵۵ .زیست : ۷۶ .شیمی :۸۴.(عاشق شیمی بودم و هستم و خواهم بود )و رتبه م شد ۱۳۰۰ و بعد پزشکی هر شهری که فکرش رو بکنین (به غیر از فسا و زاهدان و ...) انتخاب کردم ولی هیچ کجا قبول نشدم.

سال دوم فکر کردم اگه خونه بشینم درس که نمی خونم هیچی هر چی هم از پارسال تو ذهنمه پاک میشه به همین خاطر بعضی از درس هام رو آموزشگاه ثبت نام کردم.ریاضی رو با (ملاک پ و ر )زیست رو با (آرام ف ر )شیمی رو با (مصلا ی ی )معارف رو با (کا غ ذ ی )و ادبیات رو با (سب طی )گرفتم .کلا اگه می خواین کلاس برید جایی ثبت نام کنید که اساتیدش صاحب سبک در زمینه کنکور باشن در غیر این صورت کلاس رفتن وقت تلف کردنه.پارسال شیمی و زیست ام رو به ۱۰۰ رسوندم امکان نداشت سوالی رو جلوم بزارن و نتونم جواب بدم .استادام هم بهم قول صد در صد دادن که مطمئن باش زیست و شیمی رو کمتر از ۱۰۰ نمی زنی ولی زهی خیال باطل که هیچ چیزی در این دنیا قابل پیش بینی نیست.سر جلسه اونقدر حول شدم که یه صفحه کامل پشت و رو شیمی رو جا انداختم و اونقدر حواسم پرت بود که اصلا چشمم اون سری تست های بدون جواب پاسخنامه رو ندید که بخوام فکر کنم چرا یه سری تست پشت سر هم بی جواب موندن !دیگه بگذریم از اینکه چه سوالایی رو بلد بودم و از اضطرابم اشتباه جواب دادم که اگه فقط یه کم آرامش داشتم الان دانشگاه تهران درس می خوندم نه شمال .در صدهای سال دوم : ادبیات ۸۵ . عربی :۷۰ . معارف :۷۴ .زبان :۵۰ .ریاضی :۵۱ .فیزیک :۳۶ .شیمی :۶۰ .زیست :۸۵ .و رتبه ی نهایی با احتساب معدل ۵۳ :۱۹ شد۶۰۰.چند نکته مهم :

۱-وضعیت سهمیه بندی پزشکی روز به روز داره بدتر میشه .چون جناب ...فرمودن که مردهای پزشک خیلی موفق تر از زن های پزشک هستن (از بس بهشون بها می دین که در بعضی از تخصص ها موفق تر عمل می کنن )پذیرش پسرها خیلی بالا رفته و در عوض پذیرش دخترها  پایین اومده یعنی همکلاسی پسر بنده رتبه ش شده ۱۲۰۰ در صورتیکه من پارسال با رتبه ۱۳۰۰ هیچ کجا قبول نشدم هیچ بعید نیست سال دیگه دختری با رتبه ی ۶۰۰ بندرعباس قبول شه .

۲-سه تا درس خیلی مهم زیست و شیمی و ادبیات هست تا جایی که می تونین روی این دروس وقت بزارید در ضمن هر کتاب تستی رو که گیر می یارین بزنین تا جایی که تمام تست ها براتون تکراری شه یعنی اگه یه دور کتاب رو می خونین در ازاش۳ تا کتاب تست بزنین .کتاب تست های مفید به این قرارند (ادبیات =گاج و مبتکران )(زیست =۲۲۰۰ تست نوشته ی آرام ف ر به اضافه ی کتاب گربه .کتاب زنتیک نوشته ی آرام ف ر  )(عربی=کتاب سبز ایاد فی لی رو می خوندم و بعد تست های گاج رو می زدم )(معارف =گاج)و بقیه دروس کتاب های تست قلم چی و کلا از من می شنوید هر تست استاندارد و غیر استانداردی که دستتون اومد بزنید باز هم تکرار می کنم تست زدن خیلی مفیده. 

۳-کنکور قلق داره لازم نیست هر مطلب غیر مفیدی رو بخونین سعی کنید مطالب مهم رو بخونید در ضمن اگه می بینید در درسی ضعیف هستید بهتره کنارش بزارید و تمرکزتون رو روی درسی بزارید که درش استعداد دارید و تا بالاترین سطح ممکن روی اون درس کار کنید.

۴-کمیت مهم نیست کیفیت مهمه.اگه ۲ ساعت هم توی روز درس می خونید اون ۲ ساعت رو با علاقه نه از روی اجبار بخونین هدف از خوندن یاد گیریه نه شمارش تعداد ساعت هایی که کتاب جلومون بازه .

در آخر اینکه به خودم افتخار می کنم که خداوند لایقم دونست و در راهی قرارم داد که بتونم دردی از بنده هاش دوا کنم . خداوندا به من سلامتی و صبر عطا کن تا در این راه پر فراز و نشیب نشکنم و بتونم در درگاهت سر بلند باشم .خداوندا به من وجدانی پاک عطا کن که با گذشت زمان دچار غرور نشم و همه ی بیماران رو به یک چشم نگاه کنم.خداوندا کمکم کن که حرمت این لباس مقدس رو تا ابد حفظ کنم.من و همکلاسی هام چه اون هایی که با صد جور معلم خصوصی قبول شدن چه اون هایی که از روستاهایی می یان که نه کتاب تست داشتن و نه کلاس کنکور با همه ی شیطنت هامون هیچ وقت هدف اصلی مون رو فراموش نمی کنیم چون براش از جون و دل مایه گذاشتیم چون عاشقش ایم و بیشتر از اون عاشق همه ی انسان ها.

توکلتون به خدا باشه . یا علی .

پی نوشت:سال اول ۲ تا آزمون آخر سنجش رو به عنوان کنکور آزمایشی شرکت کردم که رتبه ی آزمون اولم شد ۷۰۰۰ و رتبه ی  دومی ۵۰۰۰.سال دوم هم آزمون های قلمچی ثبت نام کردم که ترازم تا ۳ آزمون آخر حدود ۶۶۰۰ یا ۶۷۰۰ بود ولی ۳ آزمون آخر رسید به ۷۰۰۰ اما چون یه بار کنکور داده بودم می دونستم تیپ سوالات قلمچی کاملا با کنکور فرق داره واسه همین وقتی پشتیبانم گفت شاید داروسازی قبول شی امیدم رو برای پزشکی از دست ندادم. رتبه م هم تو آزموناش همیشه حدودای۱۲۰۰بود.کلا خیلی به رتبه هایی که تو هر آزمونی می یارین توجه نکنین چون معیارهای سوالات این آزمون ها با سوالات کنکور خیلی متفاوته .

پی نوشت :مریم جون میل باکسم مشکل پیدا کرده نمی تونم بازش کنم برام کامنت خصوصی بزار .

پی نوشت:برای تغییر رشته همه ی جوانب رو در نظر بگیر و اگه از ته دل به دارو علاقه داری سمتش بیا در ضمن شرمنده م چون جزوه هام رو به یکی از دوستام که امسال کنکور داره دادم ولی همون کتاب هایی که در بالا نامشون رو بردم برات کفایت می کنه.داروی تهران رتبه زیر ۴۰۰ می خواد و شهرستان های درجه ۱ مثل اصفهان و شیراز و...زیر ۷۰۰ .برای قبولی در داروسازی سعی کن زمین شناسیت رو بالا ببری.اگه واقعا هدفت قبولی در این رشته است یه ترم از دانشگاه فعلیت مرخصی بگیر چون رتبه ی ۳ رقمی آوردن خیلی مشکله و در آخر اینکه بدون کلاس حتی میشه نفر اول ک ن ک و ر شد فقط یه اراده ی خسته گی ناپذیر می خواد و تلاش و تلاش و تلاش.

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 آذر1386ساعت 9:11 بعد از ظهر  توسط نیلو  |