تبليغاتX
دانشگاه با طعم باران - انفجار

دانشگاه با طعم باران

انفجار

سلام

با تشکر از دکتر یاشار و دکتر علی بازی " رییس جمهور چطور نباید باشد و چطور باید باشد " رو ادامه می دم :

رئیس جمهور به نظر من باید پیرو این عبارت از سهراب باشه که ( وسیع باش و تنها و سر بزیر و سخت ) ... کسی که این ویژگی ها رو داشت خودش می دونه چطور عمل کنه که در برابر ملتش سرافراز باشه .

 

و اما بشنوید از من و از این تهران که امشب جز فریادهای موسوی و بوق و جیغ صدایی ازش بلند نمیشد ... سر شبی منو ساسا و بهشاد خواستیم بریم بیرون که مامانمو شهی گفتن ماهم می یایمو هممون باهم رفتیم ولی دفه ی اولو آخرم بود ، به مامانمم گفتم من عمرااا اگه از این به بعد با شما بیام یعنی از پشت ماشین هـــی نیلوفر دستتو بیار تو ، نیلوفر زشته ، نیلوفر خجالت بکش ، نیلوفر بوق نزن ، نیلوفر بمیر ( این یکی رو تو دلش گفت ) منم که حرف گوش کــــن البته راستش با ساسا و بهشاد قرار گذاشته بودیم فقط بریم نگاه کنیم ولی خب آدم جو گیر میشه دست خودم نبود که .. دیگه هی از این خیابون به اون خیابون ، راه به راهم حامیان موسوی وایساده بودن عکس و روبان سبز می دادن به این ملت شاد ، شهی جونمم از شیشه ی پشت عکس موسوی رو گرفته بود بیرون و غش غش به این دختر پسرای رنگ رنگی می خندید .. تو فرمانیه هم یه حلقه ی بزرگ از سبز پوشا جمع شده بودن و شعر می خوندن منم طاقت نیاوردم زدم کنارو با ساسا پریدیم وسط جمعیت که اونم دو دقیقه نگذشت مامانم اومد از وسط جمعیت کشیدمون بیرون  . می دونید امشب چی به نظرم اومد ؟! اینکه مردم ما چقدر تشنه ی شادی هستن .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 خرداد1388ساعت 3:27 قبل از ظهر  توسط نیلوفرانه  |