تبليغاتX
دانشگاه با طعم باران - خداحافظ شهر من

دانشگاه با طعم باران

خداحافظ شهر من

خداحافظ شهر من . برج من . میلاد من . عشقه من . چه حالی کردم تو این شبایی که از بالای پشت بوم نگات می کردم . دلم برات تنگ میشه خیلی هم تنگ میشه .......

دیروز تولد آبجی به به جونم بود به به جیگرم دوباره تولدت رو تبریک می گم و همیشه اینو بدون که اگه تب کنی واست می میرم .

 

قرمزتههههههههههههه آبیه آبلیمویی . قرار بود سر استقلالیا رو بزنیم به دیوارا ولی چون داور باهاشون بود مساوی کردیم . اشکال نداره مهم اینه که پرسپولیس شیره اونم شیره جنگل نه شیر پاکتی .

دیلینگ دیلینگ .... صدای زنگ مدرسه ها می یاد .... مدرسه ها وا شده .... من فقط موندم چه جوری صبا از خواب بیدار شم ..... آدمی که سه هفته تا لنگ ظهر خوابیده Nightمگه می تونه 6 صبح از خواب پا شه اون خراب شده هم که قسم خورده همه رو کله ی صبح بکشونه پشت میز و نیمکت یه جوری برنامه ریزی کردن که بعد از اذان صبح نعش خواب آلودمونو ببریم تو کلاس بندازیم حالا بازم اول هفته با هر جون کندنی که شده میشه چشما رو باز کرد ولی امان از اون آخر هفته من که عمرا بتونم چهارشنبه صبحا از جام تکون بخورم اصلا کی گفته من چهارشنبه صبح کلاس دارم ( حالا هر کی جنمشو داره بیاد بگه تو چهارشنبه صبح کلاس داری ) ولی با تمام این اوصاف همون که گفتم به اندازه ی سر سوزنی دلم براش تنگ شده  .

خب غر زدن بسه بریم سراغ بازی ها : خانوم دکتر crescendo و مرجان و رز و سحر لطف کردن و به چند تا بازی دعوتم کردن . به ترتیب سنی ( از کوچیک به بزرگ بازی ها رو انجام می دم ) در ضمن هر کی شعرایی که تو این بازی ها سرودمو نخونه نصف عمرش بر فناست .

بازی سحر :

چه اهدافی تو زندگی دارید : ( با توکل به خدا اگه عمری بود ......... )

1 _ مهمترین و اصلی ترین هدفم در حال حاضر اینه که نمازم رو سر وقت بخونم و نزارم واسه دقیقه آخری که خودمم نمی فهمم چی می گم و فقط از حفظ می گم و می گم ......

2 _ داستان بلندی که یه سال و نیمه هر از گاهی می رم سراغش و یه بخشش رو می نویسم تموم کنم .

3 _ استاد خوشنویسی بشم .

4 _ یه پزشک با وجدان بشم .

5 _ برای گرفتن تخصص از ایران برم .

6 _ بعد از گرفتن تخصص به ایران برگردم .

بازی رز :

در یک عبارت شش کلمه ای از خودت بگو :

دریایی

اینچنین

وسیعم

با

موج هایی

مهیب

بازی مرجان ( این بازی سه قسمت داره )

قسمت الف : یکی از خاطرات دردناکتون رو بگید :

دردناکترین خاطره ی زندگیم اینه که سر کنکور نصفه سوالای شیمی رو جا انداختم و سر نوشت آینده و جوونیم تو یه لحظه دود شد رفت هوا .

قسمت ب : به دوستای وبلاگیتون عیدی بدین :

والا هر چند که بنده فقط عادت دارم عیدی بگیرم ولی چون دوستامو خیلی دوست دارم به عنوان عیدی یه نصیحت مامان بزرگی می کنم که : با عشق به چیزایی که دارید زندگی کنید نه با آرزوی چیزایی که ندارید .

قسمت ج : ( بازی مشاعره) مرجان یه شعری نوشته واز توی اون شعر چند تا کلمات کلیدی رو نام برده که با اون کلمات هر شعری که می خوایم از حافظ و سعدی گرفته تا نیما و سهراب بنویسیم و در این راستا شعرهای دستکاری شده و حتی طنز هم قبوله ما هم که دیدیم تا خود طنازمان حضور داریم برای چی مزاحم حافظ و سهراب بشویم و خودمان دست به کار شدیم .

کلمات کلیدی شعر مرجان : دل _ یار _ دلدار _ دلبر _ وفا _ می _ مست

امشب از عشق تو مستم

گوش نکردی هر چی گفتم کمتر می بیار جلو دستم

آخ که دلم تو رو می خواد یار قدح به دستم

بی وفا من مست مستم

دلداره من از دستت خستم

چقدر وفا بریزم تو کاست با دستم

اومدی از من دلبری کردی و رفتی خاک بریزم تو اون سرت با کف دستم

آخه تو یار بودی یا مار که هنوزم عاشقت هستم

و حالا کلمات کلیدی شعر من :

خستم _ کف دستم _ خاک تو اون سرت

بازی دکتر crescendo

همون بازی مشاعره منتها با کلمات کلیدی شعر خودشون که عبارتند از : همسفر _ هیاهو _ آشفته هستن

کجایی همسفر بی تو ملولم

دلم برایت ضعف می رود

برای آن قد و بالایت

برای آن سبیل کلفتت

برای عربده کشی هایت

آشفته ام دلم کتک می خواهد

دلم ساطوری شدن می خواهد

همسفر گورت را کجا گم کرده ای

همسفر تنها نرو بزا تا باهم بریم

از بدبختی موهایم را دانه به دانه می کنم

دردم می آید ولی هر چقدرهم که باشد به اندازه ی درد دوری تو نیست

تو این هیاهوی غریب در به در دنبال تو می گردم

حالا یا با زبون خوش بر می گردی یا با لگد برت می گردونم

کلمات کلیدی شعر من : سبیل _ عربده _ کتک _ ساطور _ لگد

منم از تمام دوستان لینک شدم دعوت می کنم هر کی دلش خواست هر کدوم از این بازی هایی که خوشش اومده رو انجام بده .

خب دیگه برا امروز ساعت .۳/3 با ( س ) دوست و همکلاسیم که همشهریمه Hippieبلیط داریم واسه شمال . شمال جان می دونم که حسابی دلت برام تنگیده خودت رو آماده کن که نیلو آهنی  داره می یاد سر وقتت ............

پی نوشت : در راستایی اشعاری که سرودم از همین جا به اطلاع کل جهانیان می رسانم که بنده نه عاشقم نه کسی عاشقمه نه کسی بهم نارو زده و گذاشته رفته ( اصولا کسی جرات همچین کاری رو نداره ) و نه هیچ حرف و حدیث دیگه ای . والا به خدا به پیر به پیغمبر من عاشق نیستم به جون عزیزم به روح رفتگانم به قرآن قسم هیچ خبری نیست ...........

پی نوشت : 22 فروردین تولدمه . خب توقع که ندارم کادو بزارید تو کامنتدونیم ولی همینجوری دلم خواست بگم .

+ نوشته شده در  جمعه 16 فروردین1387ساعت 1:37 بعد از ظهر  توسط نیلو  |