تبليغاتX
دانشگاه با طعم باران - چه جوری بیام تهران؟؟

دانشگاه با طعم باران

چه جوری بیام تهران؟؟

سلام.

چه خبر؟؟؟

مثل همیشه خبر زیاده.یه ف ا ل گ ی ر توپ پیدا کردم تو گ ل س ا ر.می گن خیلی توپه.من و مری رفیقم که پرستاری می خونه زنگیدیم به این خانومه که بدویم بریم پیشش.آخه می دونین من مرده ی ف ا ل گ ی رمجاتون خالی هر چی ف ا ل گ ی ر تو تهران من دور زدم ولی خداییش فقط یکیشون راست می گه بقیه همه دری وری می گن.هر کی که من رو می بینه اولین حرفی که می زنه اینه که خیلی شری و ۱۰۰۰۰ نفر خاطر خواه داری و یکی نیست که بگه بابا این بچه درس خونه.همین که می گم راست می گه اسمش خانومه (ز)ست.

حالا دیگه بگذریم از اینکه وقتی برام حرف می زنه من این طوری میشممن زنگ زدم از این خانومه وقت گرفتم ولی نشد که برم پیشش.

خب حالا موضوع اصلی :جونم براتون بگه هفته ی پیش من و ساسا رفتیم دانشگاه ت ه را ن که برگه ی انتقالی بچسبونیم.البته ساسا دانشگاه ا ی را ن و ب ه ش ت ی رفته بود قبلش.خلاصه بعد از اینکه من رفتم شمال یه شب وقت خواب دیدم س م س اومد که دانشجوی شمال چقدر حاضری بدی با دانشگاه ت ه ران عوض کنی .گفتم شما چقدر مورد نظرته که گفت چقدر می دی و خلاصه گفتم که حد اگثر ۱۰ میلیون.آخه هر جور ی حساب کنی خداییش این ۷ ساله بیشتر از ۱۰ میلیو ن باید خرج کنم.آقا پسره گل پسره انگار گلوش حسسسسسسسااااااااااااابی گشاد بود که گفت من هم ۱۰ تومان رو می خوام هم یه زانتیامن و میگی انگار یه کاسه آب یخ ریختن رو سرم باورم نمیشد آخه یکی نیست بگه حالا مگه شاخ غول شکستی؟؟؟؟بدشم به قول ساسا ا ح م ق خب حداقل پولشو بگیر برو هر غ ل ط ی خواستی بکن.

خلاصه من زنگ زدم به بابا مو و قضیه رو گفتم که بابام گفت اینا اومدن دانشگاه کاسبی کنن از اینجا میره شمال از شمال می ره سنندج از اون جا یه جا دیگه و خلاصه سر ۷ سال بارش رو بسته.واقعا هم همین طوره. فکر کن ۱۰ تومان با یه زانتیا.

حالا من منتظرم جوابای دانشگاه بیاد اگه شاهد قبول شده باشم می تونم به عنوان بومی بیام .چادر که هیچی حاضرم پوشیه بزنم فقط از اون جا فرار کنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مهر1386ساعت 11:4 بعد از ظهر  توسط نیلو  |