سلام

۱ ) چقدر خوبه آدم یه عالمه دوست خوب و مهربون داشته باشه که همیشه به یادش باشن ، که براش یه عالمه کامنت عمومی و خصوصی ( فلسفه ی این خصوصی تبریک گفتنو آخرش ما نفهمیدیم ) و ایمیل بفرستن و بگن " مبارکه " ... خیلی لذت بخشه ها خیـــــلی ... از صمیم قلب ممنونم به خاطر اینهمه محبتتون ... گلناز جان تو که با اون اس ام اس ت واقعا سورپرایزم کردی عزیزم  .

۲ ) چقدر خوبه آدم دو روز تو سال کادو بگیره . من قبلنا فقط واسه روزه تولدم کادو می گرفتم ولی دو ساله که دارم اول شهریورم کادو می گیرم ... بله دیگه این جوریاس بعدم تازه از ترس اینکه مبادا پولایی که به عنوان کادو از بابا مامانم گرفتم به فنا بره زودی امروز صبح بلند شدم با خاله م رفتم یه بلوز و تاپ و شلوار جین خریدم .

۳ ) چقدر خوبه آدم یه دوستِ لارج اون سر دنیا داشته باشه که یه ظهر تابستون زنگ بزنه بگه یکی از آشناهام اومده ایران یه کادویِ کوچولو موچولو برات فرستادم برو ازش بگیر ... کلا تو این لحظه آدم حس می کنه پای تلفن داره به مرزه بیهوشی می رسه بعد حالا خوب ترش می دونین چیه ؟! اینه که بری ببینی اون کادوی کوچولو موچولو یه کیف بزرگه پر از لوازم آرایش  به جانِ شما نباشه به جان خودم امروز بعد از ظهر که با ساسا رفتیم درِ خونه ی همون آشناهه و از هولم تو ماشین بستهَ رو باز کردم داشتم می مُــردم ... شونصد کیلو لوازم آرایش مارک دار و خوش رنگ ... وقتی ام که اومدم خونه در همشونو باز کردمو هی می رفتم می زدم هی پاک می کردم اون یکی رو می زدم ، مامانم می گفت : انگار تو عمرش هیچی ندیده .

( از اینجا به بعد چقدر خوبه ها تموم شد ) 

۴ ) چند ماه پیش سر یه جریانی کفری شده بودم خفن بعد واسه همکلاسیم که داشتم تعریف می کردم بهم گفت : خیلی دعوای خونت بالاس ، بیچاره فامیلای شوهرت . چند شب پیشم داشتم با یکی دیگه از همکلاسی هام چت می کردم بهم گفت : تو یکی از جنگجویان کلاس ما هستی ، بعدم گفت : بیا برو به دکتر فلانی ( استادمون ) یه ضرب شستی نشون بده !! گفتم : وااا یه جور حرف می زنی انگار من کینگ کونگم ؟! گفت : کینگ کونگ که نه ولی یه جکی جانی چیزی هستی ... من واقعا نمی دونم این همکلاسی هام چه فکری رو من کردن !! خوبه که خدا رو شکر همه می دونن من چقدر مهربون و باحوصله و سازگارم و خدا رو شکرتر همه می دونن که تا یکی پاشو رو اعصاب من نزاره من بیکار نیستم بپیچم به پرو پایِ کسی ... بله همه شاهدن که دارم راست میگم ، اگه هم باورتون نمیشه برید از نرگس بپرسید ( نرگس جون که یادته  ) .

۵ ) از اونجا که به یه ماه نکشیده " نیلوفرانه " های وبلاگستان زیاد شدن  و از اونجا که محاله من دیگه اسم کامنت گذاریم رو تغییر بدم لطفا به آدرسِ نیلوفرانه های مربوطه نگاه کنید ، هر نیلوفرانه ای من نیستم ... عجب بابا عجــــــــــــــــب .

پی نوشت : این کامنتی که می بینین کامنتِ یک عدد گولوچِ که قراره من آخرش یه روزی بگیرم این زبونشو بکنم باهاش کتلت درست کنم ... مثلانم خصوصی فرستاده فکر کرده من دستم به هیچ جا بند نیست ، هنوز منو نمی شناسه که واسه هر چی یه راهی پیدا می کنم . بـــــــــــــــله چون خودم خیلی کیف کردم ازش رونمایی کردم شما هم کیف کنین ... بعدم فنچولِ جاجول از این به بعد از این کامنتا عمومی بفرست خب ، چی میشه مگه ؟!  

سه شنبه 3 شهریور1388 ساعت: 2:12 توسط:....
هر نیلوفری که نیلوی محبوب وبلاگستان نمیشه...!!!