سلام

می بینید می بینید بالاخره من با یه مسئله ای رو به رو شدم که خجالت می کشم بگم ... باور کنین از یه ساعت پیش که تصمیم گرفتم به شماها بگم شرشر دارم عرق شرم می ریزم و آه میکشم ... آخ از کجاش بگم ، چجوری بگم !! همیشه هم همین شروع کردَنس که سخته ... خب راستش ، راستش من آخرین باری که برا امتحانای ترم تابستونیم شمال رفته بودم خب ، بگید خب ... خب یادتونه که بهتون گفتم مجبورم چند روز زودتر واسه امتحانام برم بلکه بشینم اونجا دو کلمه درس بخونم پاس شه بره پی کارش !! یادتونه که ... بعدددد ... به همه ی مقدسات سوگند من همون دو کلمه رو خوندما ولی نمی دونم چرا اینجوری شد ... آخه می دونین ... آخه نمره ها اومده و من انقلاب رو ۲۰ گرفتم  ... اما واقعیتشو بخواین با اینکه یه کم ۲۰ گرفتن اونم تو این سنو سال واسه من اونم هیشکی نه مـــــــــــن افت داره ولی دروغ چرا !! آی مزه داد آی مزه داد اصلا پاک یادم رفته بود نمره ی بالا گرفتن چه کیفی داره .

از دبیرستان که در اومدمو پام رسید به دانشگاه با خودم گفتم مگه دیگه خواب نمره ی خوبو ببینی ... اون نمره های درخشان مال مدرسه بودو بس به قول شاعر گفتنی مخور غم گذشته گذشته ها گذشته هرگز به غصه خوردن گذشته برنگــــشته .  

راستیاتش سر امتحانم خودم می فهمیدم که دارم همه ی سوالا رو درست جواب میدما حتی بعد از امتحانم به نرگس گفتم فکر کنم ۲۰ شم ولی بازم که پیش خودم فکر می کردم از بس که تو این دو ساله استادای خودمون به خاطر بد خط نوشتن و لامپ خراب کلاس و موهای کمه نوه عمه ی همسایه مون تو تهران ازم نمره کم کرده بودن که بازم می گفتم نه بابا ۲۰ کجا بود خیلی بخواد خوب نمره بده هیجدهه .

از اون هفته هم به یکی از همکلاسیام گفتم بره نمره های منو سارا و نرگس و یه مشت چشم انتظاره دیگه رو ببینه و بیاد خبرشو بهم بده ... حالا این همکلاسیه من رفته اومده برام آف گذاشته که فقط نمره ی تو رو دیدم البته من درکش می کنما ، می تونم تصور کنم وقتی پای برد بیسته منو دیده درجا خشکش زده و اسم سارا و نرگس که هیچی اسم خودشم یادش رفته بعدم حتما هزار بار اون عینکشو برداشته گذاشته تا مطمئن شه این نمرهه مال نیلوفر ...یه ( فامیلیم ) بعدترشم حتما با خودش گفته : جل الخالق این نمره ها که اصلا به گروه خونِ این دختر نمی خوره ، جل الخالــــــــق مردم چه زرنگ شدن !! 

حالا بازم جای شکرش باقیه که خودم فیس تو فیس با این شاهکارهِ دانشجوییم رو به رو نشدم اگرنه که احتمالا دور از جونم درجا سکتهَ رو زده بودم و فاتحه مع الصلوات ...

من رو می تونید اینجا هم بخونید .