سلاااااااااااااااااااااااام

امتحانام تموم شد .  هنوز شمالم .  مامان جونم از شنبه اومد پیشم تا برای امتحان بهداشت واسم غذا مذا درست کنه و بالا سرم وایسته تا درس بخونم و نیفتم . آخه مید ترمم رو خیلی بد داده بودم . الانم قراره بریم با هم بگردیم تا خستگی امتحانا و یه ترم درس خوندن ( این جا دماغم دراز می شود ) از تنم درآد . ۲ ۳ روز دیگه میام تهران و کللللی واستون آپای بزرگ بزرگ می کنم  .

فعلا بدونین که من زنده ام و خوشحاااااااااااااااااااااااال ( خوشحال معمولی نه ها خیلی خیلی خیلی خوشحاااال ) و مثل همیشه اکتیو  

دلم براتون تنگ شده .